عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )

139

اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

وَزِيراً مِنْ أهْلِي عَلِيَّ بْنَ أبِي طَالِبٍ أخِي اشْدُدْ بِهِ أزْرِي وَ أشْرِكْهُ فِي أمْرِي قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ فَسَمِعْتُ مُنَادِياً يُنَادِي يَا أحْمَدُ قَدْ أُوتِيتَ مَا سَألْتَ [ بحار : 38 / 145 . داخل كروشه در « بحار » آمده است . ] يعني : از كتاب مجتبي منقول است روايت از ابن مردويه كه اسماء بنت عميس گفت : از رسول خدا شنيدم كه ميگفت در حالتي كه پشت به كوه ثبير باز داده بود كه ، بار خدايا ! موسي از تو درخواست كرد ، و من درخواست ميكنم از درگاه تو كه وزير من سازي از اهل من عليّ را - برادر مرا ، و محكم و قوي گرداني بدان پشت مرا ، و وي را شريك كني در امر من تا تسبيح تو كنيم بسياري و ذكر تو كنيم بسياري . به درستي كه تو به حال ما بينا و دانايي . و دركتاب منتهي است كه پيغمبر فرمود : بار خدايا ! موسي عمران از تو درخواه كرد كه سينه مرا گشاده كن ، و بند و گره از زبان من بگشاي تا قول من دريابند ، و وزير من گردان از اهل من هارون را - برادر مرا ، و پشت من به دو قوي گردان ، و وي را در كار من شريك كن ؛ و من كه محمّدم - پيغمبر تو - از درگاه تو درميخواهم كه وزير من گرداني از اهل من عليّ بن ابي طالب - برادر مرا ، و پشت من به دو قوي كن ، و وي را شريك كن در كار من . پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرمود : شنيدم منادي را كه ندا ميكرد : يا احمد ! به تو دادند آنچه خواستي و مقصودت در كنار نهادند ؛ و طوايف مفسّران اين معني را ذكر كرده‌اند . پس اگر ابوبكر ، دفع شرّي از رسول صلّى الله عليه وآله كرده بودي ، رسول ذكر آن بكردي ، چنان كه ذكر عليّ كرده است از طرق مختلفه ، و دليل بر آن حال كه عقبه ابيمعيط با رسول كرده است اگر اين حديث با رسول كرده است ، و اگر اين حديث صحيح ميبود ، و اين خود مسلّم نيست كه ابوبكر به فرياد او رسيده است ، آن است كه ابوبكر و عمر و عثمان در احد رسول را به دست خصم تسليم كردند . پيشاني و دندان‌ها شكسته ، و از مركوب در خاك ذلّت انداخته ، عمّ رسول با چندين صحابه كشته شده و بگريختند . رسول را هيچ